Arash Ashoorinia's Photography

December 19, 2004

qom
اينجا ساحلِ! درياچه نمك قم محسوب ميشه... بعضي ها هم گمان ميكنن اينجا يه اتوبان خيلي بزرگه! كه ميشه روش ويراژ داد... دستي كشيد... و بعد يه جايي اون وسط پارك كرد و رفت از درياچه عكاسي!
qom
در انتهاي تصوير(وسط! اون آخر) عنصري سبز رنگ ديده ميشه... تعجب نكنيد! درخت نيست!
qom
دو نفر سمت راست متهمين رديف اول(عكاسان كثيرالانتشار سابق) و نفر سمت چپ قارون عزيز (صاحب ماشين!‌) كه از تهران آمده و ديده رفقاي ما بعد از دو روز بيل زدن و گل ماليدن سر ماشين و خودشون به جايي نرسيدن! گفته رفقاي عكاس دو دست و يه پاشون رو بالا بگيرن!
qom
5 فقره ماشين امداد + يك فروند تراكتور! هم در گل ماند و نتوانست رفقاي در گل مانده ما رو نجات بده...(ياد ناصرالدين شاه ميوفتم!‌ كه چجوري اونجوري كرده بود!)!
qom
بله خوب!
Stuck in the middle of mud!


Category Archive

در گل ماندگان

ماجرا سادست... كمي بي توجهي باعث شد دوتا از دوستان ما در يك شب باراني در درياچه قم در گل بمانند. كه بعد از 3 روز با همياري صادق تراكتور و دوستان متخصص ديگري در امر بيل‌زني ماشين از گل درامد... اما قسمت جذاب قصه اينجاست ... كه كساني دچار مشكل شدن ... 110 تهران خيلي مودب و حرفه اي برخورد ميكنه و سعي ميكند راهنمايي كنه... اما به اونا ربطي نداره ماجرا چون اتفاق در حوضه استحفاظي اونا نيست. از 118 سعي ميكني شماره مراجع مسول در قم رو بگيري... اول بايد بازجويي بشي كه براي چي شماره پليس رو ميخواي؟!
آخر هم شماره هاي عوضي ميدن.... و شماره هايي هم كه گرفتي و نميدوني كدوم مركز پليسه! بعد كلي پرس و جو مطلبي تو مايه اينكه ... كردن رفتن اونجا! مزاحم نشين ... دريافت ميكنيد.
رفقاي امدادگر پولكي (كه نميدونم طبق چه ضوابطي كار ميكنند...) وقتي ماشينشون در گل موند و موفق شدن در بيان تشريف بردن! و خودشون رو خسته نكردن.

Two of our photographer friends were stuck in the middle of Qom salt lake, while they were tempted to drive through the lake to take pictures. The rescue team's cars were also stuck in the lake and left after they managed to get their own cars out of there, while leaving our friends alone. Our careless friends were finally rescued - after three days - by their own friends who were all specialized in shoveling the ground!


نظرات
+

با اين همه ‏‌، بالاخره عكس هاي اون دو مجرم از درياچه نمك كجاست؟ هنوز توي حبسن؟
:)

نوشته شده توسط آزاده عصاران در December 19, 2004 05:56 PM
+

سلام ...
خیلی داستان جالبی بود ! عکسهات هم که حرف ندارن ; )

نوشته شده توسط ماهور در December 19, 2004 09:31 PM
+

عجب داستان غم انگیزی !:)

نوشته شده توسط مهران در December 20, 2004 10:11 AM
+

اگر اون جا دریاچه مرنجابه در بعضی ایام سال می شود مثل اتوبان روش رانندگی کرد

نوشته شده توسط yek akkas در December 20, 2004 10:17 AM
+

پیشنهاد می کنم این دوستان ماجراجو را ماموریت بدین دریاچه گهر gahar بالای اشتران کوه نزدیک بروجرد. خوبیش اینه که اونجا دیگه نمی تونن ماشین ببرن آدم خیالش راحته. دریاچه هم دریاچه است دیگه!

نوشته شده توسط یک عکاس ساکن کانادا در December 20, 2004 01:57 PM
+

دوستان نمی دونم چرا توقع بیجا از نیروهای خدوم پلیس و امداد دارن آخه مگه کار پلیس کمک به مردم اونم از نوع فضولشه هر کی خربزه خورده خب خودش هم یه گاو پیدا میکنه باهاش هندی می رقصه نه ببخشید می لرزه!
کار پلیس اگه اطلاع ندارید اتفاقن مراقبت از همین جماعت فضول وجمع و جور کردن دردسرهایی یه که درست میکنن برای مملکت مثل اون ضعیفه که هم برای پلیس دردسر درست کرد هم جوون دانشجوی مردم رو از کار و زندگی باز کرد البته ناگفته نمونه اون بابا خودش هم تنش می خارید وگرنه پیراهن کثیف یه بابایه دیگه رو از تو سبد رخت چرکا در نمی آورد بگیره دستش اونم اون قد بالا که کوله خودشم درد بیاد
بگذریم خلاصه کار پلیس جمع وجور کردن این دردسرا و البته کمی هم ارشاد جوونای گمراه دچار از خود گسیختگی فرهنگی شدس
آره نه کمک به مردم تازه اونم از نوع دردسر سازش اونم در نوع کثیر الانتشار
ضمنن شماره های مهم مملکت رو که بی سوال و جواب به هر بچه ای که از ننش قهر کرده و این قد کم هوشه که بجای اینکه بره خواننده بشه یا بیاد جام جم تو تلفیزیوون رفته چن جفت چشم اضافیه کلی گرون خریده_خب بچه به جاش برو عینک دودیه 2000 تومنی بخر برو خط بزن هم چشو وگوشت باز میشه هم تو گل گیر نمی کنی هم پلیس خودش میاد خدمتت لازم نیست دنبالش بگردی و مزاحم ناموس مردم تو 118 بشی_که چی عکاس بشه آخه مگه کار قهته!
تازشم کار خوبی کردن که بهتون شماره ی عوضی دادن ....
اصلن از هر وری که نگاه کنی یه وری یه یعنی در هر حالش حقتون همینه تازه کلی هم بهتون تخفیف دادن وگرنه باید جواب پس بدین که اونجا چه می کردین کی باهاتون بوده چه مقصودی داشتین ....
تازشم باید خسارت آسیب به محیط زیست رو هم بدین و هزینه ی مزاحمت برای پلیس و 110 118 114 115 119 113 111 117 و ... رو هم بدین
راستی آرش جان تو هم یا به راه راست هدایت شو و دست از این کارای ناباب بکش یا لااقل همون دور و بر تئاتر و شبکه باش که حداقل برای روابط نا سالم و ارتباط با خارجی ها مشکل پیدا کنی که هم راه توبه توش بازه و میشه ازش اومد بیرون بدون اینکه گیر کنی هم بعدنا کلی نون توشه و میتونی ازش استفاده کنی البته اگه عمر مون کفاف بده و...
البته اگه کار پاست رو هم جور کنی میتونی اون ور کلی با هاش نون بخوری حالا هم که قرار فرصت شغلی تو هلند جور بشه و جماعت فضول باشی رو بزارن تو سیمای لاریجانی ا ببخشید روزنامه نگاریه اروپایی سر کار البته اگه سرکاری نباشه
خلاصه بهتر از گیر کردن توی گل و چیزای دیگس آخه مال حضرت اجل ناصرالدین شاه گرامی اون بالا بوده می شده یه کاریش کرد مخصوصن حالا که ایران رادیاتور ا ببخشید بالا بر اومده اما اگه رفتی اون پایین گیر کردی دیگه نمیشه درت اوورد تازه اگه درم بیای مگه دیگه بدرد می خوری برای البته جز برای خوردن...
آرش ببخش که زیاده گویی کردم می دونم که تو صبرت زیاده و منو میبخشی!

نوشته شده توسط بهزاد در December 21, 2004 02:54 AM
+

خلاصه كلام اينكه جون سالم به در بردين،‌ اگه به بارندگي و خصوصا برف مي خوردين،‌ مثل دائي شكارچي من بايد دم دماي مرگ در كمال خوش شانسي نجات پيدا مي كردين، در غير اين صورت هم و رحمت الله!!!

نوشته شده توسط k1 در December 25, 2004 02:20 PM
+

very good

نوشته شده توسط محمد علیزاده در July 20, 2005 02:10 AM
نظر بديد
نام (Name):

پست الکترونيک (Email):

 آدرس سايت (Webpage):

نظرات (Comments):

 
 اطلاعات مرا به خاطر بسپار
Save my information
Ø Archive Page ×

    Mohammadreza Shajarian    Window    Tehran    Trainer   
Nostalgia    Marzieh Boroumand    Siosepol    شادی و شادمانی پس از صعود تیم ملی ایران به جام جهانی    hassan rouhani   

Ø صفحه بايگانی ×
 
Powered by Movable Type 3.2 - Hosted by GARDOON